X
تبلیغات
رایتل

دکتر هوشنگ امیراحمدی

 (استاد دپارتمان برنامه ریزی شهری  دانشگاه ایالتی نیوجرسی، امریکا)

amirahma@rci.rutgers.edu

مطلبی که ملاحظه می‌کنید، خلاصه بخشی از کتاب "ابزارهای توسعه صنعتی" نوشته دکتر هوشنگ امیراحمدی، استاد و رییس دپارتمان برنامه ریزی شهری و توسعه سیاستها، در دانشگاه ایالتی نیوجرسی(Rutgers) است. دکتر امیراحمدی در این دانشگاه دروس "تئوری و روشهای برنامه ریزی منطقه ای" و "برنامه ریزی پیشرفته" را تدریس می‌کند. در این مقاله به طور مشخص، نقش تکنولوژی اطلاعات در چهار مفهومِ تمرکززدایی، تمرکزگرایی، چندپارچگی و یکپارچگی، خصوصاّ با تأکید بر دو مفهوم آخر، بررسی می‌شود. تدوین و تلخیص مطلب توسط  سید کیانوش کلانتر صورت گرفته و اجازه نامه چاپ مقاله در انتها آمده است.

واژگان کلیدی:  تکنولوژی اطلاعات، تمرکززدایی، تمرکزگرایی ، چندپارچگی، یکپارچگی،شبکه‌های هوشمند


مقدمه و آشنایی با چند مفهوم

تکنولوژی اطلاعات به عنوان "زیرساخت جدید" توجه شدیدی را به تأثیر خود بر سازمان صنعتی و دگرگونی مکانی تولید جلب کرده است. این زیرساخت که عموماً به صورت بهره برداری جمعی از دستگاه‌های الکترونیکی، ارتباطات راه دور، نرم افزار، ایستگاه‌های کامپیوتری نامتمرکز و رسانه‌های یکپارچه تعریف می‌شود، بر سازماندهی مکانی دنیا و به تبع آن بر سیستم تولید اثر عمیقی بر جا گذاشته.

در این جا تعریف از تولید، کلیه جوانب فرایند تولید شامل مراحل نضج گیری، توسعه، تولید کارخانه ای، تبلیغات و بازاریابی را در بر می گیرد [این تعریف تا انتهای مطلب معتبر است]. بدین ترتیب تشبیه تکنولوژی اطلاعات به یک "شاهراه" به علت کار مشابهی است که هر دو انجام می دهند: مرتبط ساختن مکانهای دور از هم و شتاب بخشیدن به فرایندهای تولید. (همان طور که در گذشته زیرساختهای حمل و نقل به شکلی شاخص، بر سازمان، محل و نوع استقرار آن اثر گذاشتند.)

برای نمونه به علت توانایی تکنولوژی اطلاعات در مرتبط ساختن نقاط دوردست، این زیرساخت جدید مؤید گرایش "تمرکزدایی" است. یک نمونه از آن ارایه برنامه‌های آموزشی از طریق شبکه‌های ارتباطی راه دور به کارکنان یک سازمان[1]، مستقر در نقاط مختلف و دوردست است. در مقابل گفته می‌شود که توانایی تکنولوژی اطلاعات برای سرعت بخشیدن به فرایندهای تولید، موجب تسهیل روند "تمرکزگرایی" نیز می گردد.

دسته دیگری از گرایش‌های فنی-مکانی به گونه‌ای بهتر می تواند تأثیر انقلاب اطلاعات جدید را آشکار سازد. این گرایش ها را به "چندپارچه شدن" و "یکپارچه شدن" تولید تعبیر می‌کنند. "چندپارچگی" و "یکپارچگی" تولید بدان لحاظ که عمدتاً کارکردی است و لزوماً وابسته به مکان نیست و به عنوان اصل سازمانی محوری، بر توسعه سرمایه انسانی بیش از کاهش هزینه ها تأکید می‌کند، با "تمرکززدایی" و "تمرکزگرایی" تفاوت دارد.

در چندپارچگی، یک قطب متمرکز تولید به پاره‌های جدیدی مبدل می گردد که هر یک از آنها  تمامی مراحل ضروری تولید را  برای به وجود آوردن یک ساختار کارکردی جامع و خودکفا دارا می‌باشد. برای مثال، هنگامی که دولت ایالات متحده، شرکت AT&T را با استناد به قانون ضد تراست امریکا، وادار به از میان برداشتن انحصار خود کرد، این شرکت در قالب تأسیسات تولیدی جدیدی در سراسر کشور، چندپارچه شد.

از سوی دیگر، در یکپارچگی، گروه‌هایی مختلف از مراحل تولید، در یک "کلِ تازه" تجدید سازمان می یابند که به اشتراک منابع در میان فعالیتهای گوناگون اقتصادی منجر می‌شود. این روند نتیجه بین‌المللی شدن دانش و تکنولوژی و همچنین افزایش رقابت‌هاست و از طریق آن شرکتها با یکپارچه شدن با دیگر شرکتها می توانند به گسترش تولید و کیفیت دست یابند، به تکنولوژی دسترسی پیدا کنند و از فشار رقابت بکاهند.

مبنای تفاوت‌ها

علت اصلی تفاوت در نظریه‌های یکپارچگی و تمرکزگرایی (یا چندپارچگی و تمرکززدایی) به نحوه درک مفهوم "تکنولوژی اطلاعات" بازمی گردد. به طور مشخص باید گفت که در نوشته‌های ناظر به تمرکززدایی و تمرکزگرایی، تکنولوژی اطلاعات صرفاً به عنوان نوعی زیرساخت تلقی می‌شود که گرایش به مرتبط ساختن همزمان نقاط دور از هم یا شتاب بخشیدن به تولید دارد.

حال آنکه، در فرضیه‌های یکپارچگی و چندپارچگی، تکنولوژی اطلاعات را به مثابه یک زیرساخت و نیز یک نیروی تولید تعریف می‌کنیم. در این تلقی، تکنولوژی اطلاعات صرفاً بر فاصله مکانی غلبه نمی‌کند یا زمان گردش موجودی را کوتاه نمی‌سازد، بلکه به عنوان نوعی ابزار تولید نیز عمل می‌کند و در این مقام، جنبه‌های مختلف تولید را در یکدیگر ادغام می‌نماید.

مفهوم تکنولوژی اطلاعات به عنوان نوعی نیروی تولید، به فرآورده‌های یک صنعت اطلاعاتی-ارتباطی مشخص، مانند یک دستگاه تلفن تولید شده توجه ندارد، بلکه این تکنولوژی، نوعی ابزار تولید است که سطوح مختلف کارکنان ماهر در بسیاری از صنایع می توانند طی مراحل پردازش تولید، آن را به خدمت بگیرند.

این تلقی، نه تنها جایگاه جدیدی را در چرخه تولید برای تکنولوژی اطلاعات ایجاب می‌کند، بلکه "یکپارچگی کارکردی" میان مراحل متسلسل تولید را نیز تسهیل می نماید. از این جهت، مراحل سنتی تولید یعنی دانش، ابداع، نوآوری، تولید کارخانه ای، بازاریابی، توزیع و مصرف به تنهایی کمتر جنبه کارکردی می یابند و در تلفیق با هم کارایی بیشتری پیدا می‌کنند.

برای نمونه، ما شاهد حرکت‌هایی در جهت دور شدن از شرکت‌های منزوی و رفتن به سوی سرمایه‌گذاری مشترک، و نیز در جهت دور شدن از کارخانه‌های فرعی یا مؤسسات خدماتی تک‌کارکردی و رفتن به به سوی کارخانه‌ها و مؤسساتی هستیم که کارکردهای بیشتری را به شکل یکپارچه در خود دارند.

نمونه ای از کاربست مفاهیم ذکرشده

برای مثال، مفهوم "زنجیره عرضه" که به تازگی رونق یافته‌است، طبق تعریف، شبکه ای از امکانات و فعالیتهاست که کلیه عملیات تولید؛ نظیر خرید مواد و قطعات، جابجایی آنها، ساخت محصولات، توزیع آنها و خدمات پس از فروش را شامل می‌شود. به عبارت دیگر، حلقه‌های این زنجیره مجموعه فعالیت‌های متوالی هستند که پس از استحصال مواد اولیه از طبیعت شروع شده،  تا رسیدن به محصول نهایی ادامه می‌یابد. نگرشهای جدید در این زمینه، بهینه‌سازی کل زنجیره عرضه، و نه اجزای آن را-آن طور که در سیستمهای کلاسیک مطرح است- مورد نظر قرار می‌دهد.

بدیهی است که یکی از عوامل موفقیت مدیریت زنجیره تأمین -که مدیریت توام مواد و جریان اطلاعات درون تسهیلات فروشنده، تولیدکننده و قطعه‌سازان و کارخانة مونتاژ و مراکز توزیع می‌باشد-پیشرفت سیستمهای اطلاعاتی و شبکه‌های اینترنت و اینترانت بوده است. در واقع بدون داشتن این ابزارها، امکان هماهنگی اجزای این زنجیرة یکپارچه شده میسر نیست. این ارتباط و هماهنگی معمولاً برای بهبود اجرای عملیاتی و مالی هر یک از اعضای شبکة یکپارچه در جهت کاهش هزینه کل، کاهش موجودی در هر یک از گره‌های زنجیرة عرضه و افزایش سطح اطلاعات مجموعه، ایجاد می‌شود.

تبیینِ بیشتر

تمرکززدایی؛ یکی از پیامدهای تکنولوژی اطلاعات که بیش از همه مورد استناد قرار می گیرد، گرایش به سوی تمرکززدایی است که تجلّی آن انجام کار از راه دور، تولید از راه دور، برگزاری کنفرانس از راه دور، خریداری مایحتاج از راه دور و انجام امور بانکی از راه دور است. این گرایش بر کوتاه شدن فواصل زمانی و مکانی تأکید دارد و به همین علت از تکنولوژی اطلاعات به عنوان یک "اَبَرشاهراه" یاد می‌کند.
تمزکزگرایی؛ تکنولوژی اطلاعات، در عین حال که موجب کاهش فاصله مکانی و تسهیل تمرکزدایی می‌شود، به طور همزمان محرک تمرکزگراییِ تصمیمهای تولیدی نیز هست؛ با استفاده از این تکنولوژی، بیشتر مدیران و برنامه ریزان، اطلاعات بیشتری در دسترس دارند و بنابراین امکان افزایش سرعت و کیفیت تصمیم گیری را دارند. بدین ترتیب قطب اطلاعاتی مستقر در مرکز، قادر به افزایش کنترل خود بر مناطق و انجام عملیات متمرکزی شامل برنامه ریزی کسب و کار، کنترل امور مالی، بازاریابی و تبلیغات به طور متمرکز می‌شود. برخی از صاحب نظران معتقدند که در این وضعیت تک تک مدیران، به‌صورت بالقوه در قبال افراد و عملیات بیشتری مسؤولند و عملاً ممکن است نیاز به وجود مناصب مدیریتی حد وسط کاهش یابد که خود موجب تمرکزگرایی بیشتر می‌شود. در این زمینه، معمولاً شبکه ارتباطی همگانی-نظیر اینترنت- به تنهایی پاسخگوی نیازهای این سازمانها نیستند و در بسیاری از موارد، شرکتهای ثروتمند دست به توسعه "شبکه‌های هوشمند اختصاصی" زده‌اند.
چندپارچگی؛ هرچند در گذشته، صنایع به علل متعدد، از جمله متلاشی شدن یک انحصار عمده، دچار چندپارچگی شده اند [موردِ AT&T را به خاطر آورید]، ولی در قرن بیست و یکم مبنای تمایل شرکت ها به چندپارچگی کارکردی را، "تقویت بهره‌وری" شکل می دهد. برای تقویت بهره‌وری، عموماً دو رویکرد قاطع تشخیص داده شده است: رویکرد نخست، پاسخگویی سریع و مؤثر به نیروهای بازار برای افزایش ظرفیت تولید است. و رویکرد دوم، بهبود بخشیدن به کیفیت تولیدات درحد نیازهای مشتریان است.
در سالهای اخیر بسیاری از شرکت ها به صورت گروهی از شرکتهای کوچک انعطاف پذیر، بر اساس نوع تولید یا فعالیت خود در قالب گروهی چندپارچه و به منظور دستیابی به بهره‌وری بالاتر سازمان یافته‌اند. در عین حال، "محیط بی‌ثبات" و فشار فزایندة رقابت، حتی شرکتهای بزرگ را هم ملزم می‌سازد که بسیار شبیه شرکتهای کوچک در پی پاسخگویی به مشتریان و تأمین کیفیت برای آنان باشند. این امر استفاده از گروه‌های کار مختلف و درعین حال مرتبط به هم را در شرکتهای بزرگی نظیرِ  XEROX، FORD و Digital Equipment رواج داده است. بدین ترتیب یافتن شرکتهای بزرگی که هدایت کنندة بخشهای مختلف کوچکتری که خود به صورت شرکتهای خودمختار فعالیت دارند، دیگر غیرمعمول نیست. در این جا شرکتها و کارخانه‌های فرعی چندپارچه ممکن است به صورت "کارخانه‌های هوشمند" سربرآورند که در عین پاسخگو ماندن به سیستم مرکزی، قدرت بیشتری برای تصمیم گیری از طریق واکنش انعطاف پذیر در قبال تقاضای مشتریان و سایر فشارهای بازار دارند. در این وضعیت است که ویژگی هوشمند بودن تکنولوژی اطلاعات، قابلیت‌های خود را نمایان می‌سازد. شبکه‌های هوشمند مدرن، این امکان را فراهم می‌سازند که تأسیسات کاملاً چندپارچه‌ای وجود داشته باشد که برای پاسخگویی به نیازهای محلی، از نظر تولید از بقیه شرکتهای همراه خود مستقل باشند. از این لحاظ یک شرکت چندپارچه، متفاوت از مفهوم قدیمی یک شرکت تابعه نامتمرکز است.

علاوه بر این موارد، بهره‌گیری کارکنان شرکتهای چندپارچه از شبکه هوشمند برای آفرینش و نه صرفاً سازماندهی و هماهنگی، تصمیم گیری را در تمام سطوح تولید رواج می دهد. تکنولوژی اطلاعات در این حالت، قویاً مؤید تشکیل گروهای کار است زیرا امکان تعاملات گروهی کامل را فراهم می‌سازد. قطع نظر از تأثیر این تکنولوژی در کاستن از فاصله ها-که بیشتر در رویکرد تمرکززدایی مورد تأکید قرار گرفت- شبکه‌های پیچیده می‌توانند به شکلی موجب کار گروهی شوند که پیش از این امکان پذیر نبوده است. برای نمونه، شبکه‌های هوشمند موجود مؤید حجم فزایندة نرم افزارهایی هستند که مشخصاً برای تشویق کارِ گروهی طراحی شده‌اند. کاربست‌های آیندة شبکه‌های هوشمند احتمالاً مشوق تقویت حتی بیشتر سرمایه انسانی خواهد بود. (این امر برخلاف تصور پذیرفته شده ای است که می گوید تکنولوژی تمایل به گرفتن جای منابع انسانی دارد.)

یکپارچگی؛ در چندپارچگی، صنایع از طریق شکستن چرخة سنتی تولید و تجزیه شدن به گروهی از تأسیسات تولیدی کاملاً بازسازی شده، به مزیت رقابتی دست می‌یابند. در صورتی که  یکپارچگی، مستلزم آن است که صنایع و شرکتهای مختلف برای دستیابی به حداکثر توانایی تولید-از نضج گیری تا فروش- با یکدیگر مشارکت کنند؛ برخی مراحل منتخب تولید یک شرکت، با مراحل مختلف تولید دیگر شرکت ها از لحاظ اطلاعاتی و کارکردی، یکپارچه و در هم ادغام می‌شوند. نمونه‌ای از این نوع یکپارچگی در "شرکتهای مجازی"[2] و نیز در اتحادهای استراتژیک وجود دارد. مفهوم "شرکت مجازی" به معنای گروهی از شرکتهاست که به طور موقت مثلاً در طول مدت عمر یک فرآورده معین- در کارکردهای مختلف تولید با یکدیگر شریک می‌شوند. هر یک از شرکتهای عضو شرکت مجازی که غالباً نقش رهبری را در یک مرحله مشخص از تولید-از نضج گیری تا فروش- داراست، به وسیله یک شبکه هوشمند مشترک، با دیگران متحد می‌شود. نقش شبکه‌های هوشمند در فرایند یکپارچگی چنان اساسی است که حتی مذاکرات حقوقی ناظر به مشارکت شرکت ها نیز به قراردادهای الکترونیکی تقلیل خواهدیافت. شرکت مجازی به صورت یک واحد فراگیر صنعتی عمل می‌کند که از طریق تشریک مستمر اطلاعات در یک شبکه، در پی دستیابی به تولید کارآمد است. مزایای شرکت مجازی شامل دستیابی به استعدادهای دیگر شرکت‌ها و توانایی در بر گرفتن موفقیت آمیز تمامی مراحل تولید می‌باشد. شرکتهای یکپارچه اساساً تشکیل یافته از بهترین نمونه‌های هر چیز هستند. هر شرکت یکپارچه در زمینة بهینه‌سازی بخشی از تولید تخصص می یابد به طوری که دیگر لازم نیست تمامی شرکتهای متحدشده قادر به انجام بهینة تمامی امور باشند. شرکتهای بزرگتر نیز از شرکتهای مجازی سود می‌برند زیرا به تنهایی نمی توانند با سرعت کافی برای رقابت مؤثر با فرجه‌های زمانی کاهنده تولید و عرضه به بازار، از خود واکنش نشان دهند.

شرکتهای کوچکتر نیز از طریق دستیابی به استعداد عرضه یک فرآورده به بازار سود می‌برند. به علاوه، شرکتهای عضو شرکت مجازی می توانند از طریق تشریک مساعی با شرکتهای رقیب در زمینه یک تلاش مشترک، از فشار رقابت بکاهند. [در این جا ارتباط و اتصال مفاهیم بهره‌وری، چندپارچگی و یکپارچگی به یکدیگر مشخص‌تر می‌شود؛ می‌توان گفت که یکپارچگی و چندپارچگی در حقیقت دو روی یک سکه وDual یکدیگرند که هر دو هدفِ بهره‌وری بالاتر را دنبال می‌کنند!]

نمونه ای دیگر از یکپارچگی را درحال حاضر می توان در صنایع خرده فروشی مشاهده کرد. در این نمونه، شرکتهایی که دارای بهترین سیستمهای کنترل سیاهه‌ها باشند در صحنة رقابت باقی می‌مانند. فروشگاه‌های خرده فروشی را می توان مستقیماً به تأمین کنندگان کالاها مرتبط ساخت و بدین ترتیب تأخیر زمانی را از میان برد. در واقع نوعی شبکه بی‌سیم ایجاد شده است که به کمک آن، کالاها تنها اندکی پیش از تحویل و فروش، تولید می شوند. در مجموع می توان گفت که یکپارچگی بر سه نوع قابل تمییز از یکدیگر است: نخست، ممکن است شرکتی مراحل تولید خود را با مراحل تولید یک شرکت دیگر(یا سازمان دولتی) به طور موقت و در مورد یک پروژه، یکپارچه سازد. دوم، ممکن است شرکت پیوند مستمری با گروه از پیش تعیین شده ای از شرکتها برقرار نماید [مطرح در مباحثی مانند "تولید به موقع" و "زنجیره عرضه"]. سومین و فشرده ترین نوع یکپارچگی هنگامی به وقوع می پیوندد که یک شبکه هوشمندٍ باز، از یکپارچگی کامل و مستمر هر شرکت یا گروهی از شرکتها پشتیبانی کند.

در هرحال، یک وسیلة مهم برای ترویج این روندها، به کار گرفتن شبکه‌های هوشمند برای تولید اطلاعات جدیدی است که برنامه ریزان و تصمیم‌گیران این شرکتها به آن نیاز دارند.

 <

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

·         منبع:

هوشنگ امیراحمدی. "ابزارهای توسعه صنعتی؛ تداوم و گسست". ترجمه علیرضا طیب. انتشارات شیرازه. چاپ اول. 1377.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

·         اجازه نامه چاپ مطلب:

"Thank you for your interest in my works. First, let me congratulate you for taking on a most timely and relevant work of publishing a special issue on IT.  Please go ahead and publish the summary. I will be delighted to be published in your journal.
With best wishes and regards,
Hooshang Amirahmadi

[برگزیده متن: به فهرست منتقل شود!]

تکنولوژی اطلاعات به عنوان "زیرساخت جدید" توجه شدیدی را به تأثیر خود بر سازمان صنعتی و دگرگونی مکانی تولید جلب کرده است. این زیرساخت بر سازماندهی مکانی و سازمانی دنیا و به تبع آن بر سیستم تولید اثر عمیقی بر جا گذاشته است.



·        پی‌نوشت:

[1] . Virtual Training.

[2] . Virtual Corporation.