X
تبلیغات
رایتل

اولین نگرش زنجیره ای کسب و کار توسط مایکل پرتر در اوایل دهه 80 میلادی ، با نام "زنجیره ارزش Value chain" مطرح گردیده است ، این دانشمند بزرگ زنجیره ای را نام نهاد که تا کنون پس از سه دهه همچنان اصول حرکت سازمان های پیش رو در دنیاست .

اصول تفکر آقای پرتر بسیار ساده و مدل زنجیره ارزش در عین سادگی از کارایی و اثربخشی سرشاری برخوردار است . وی برنامه ریز استراتژی بوده و بر اساس تحلیل شرایط محیطی بازارهای کسب و کار زمان خویش و  در نظر گرفتن منابع موجود در سطوح داخلی و بیرونی سازمان ها ، به این موضوع پی برده است که یکپارچگی ، عامل اصلی مزیت ساز در سازمان هاست و یکپارچگی را در سطح عملیاتی به پنج حلقه یا زنجیره پشت سر هم تقسیم نموده است:

-         لجستیک ورودی

-         عملیات و فرایند تولید

-         لجستیک خروجی

-         بازاریابی

-         خدمات

و مدل مایکل پرتر مدلی است که کسب ارزش در هر سازمانی را حرکت و تعاملات یکپارچه پنج گروه اصلی فوق به نام " زنجیره ارزش " در راستای کسب یا برآورده سازی نیاز مشتریان می داند و رضایت مشتری را یک خروجی یا محصول زنجیره ارزش می داند. زنجیره تأمین نیز که واژه هم راستا و تا حدودی به موازات زنجیره ارزش است از اواسط دهه 80 میلادی ظهور یافته و سرعت رشد آن در تاریخچه علوم به حدی بوده که در دهه 90 در جایگاه یکی از رشته های یکی از  رشته های آموزش عالی مدیریتی به نام " مدیریت زنجیره تأمین" تدریس گردیده و دانشگاه های عدیده ای آن را در تحصیلات خود گنجانده اند .

- یکی از دلایل سرعت انتشار مدیریت زنجیره تأمین همان نیازمندی دنیای رقابت و کار بوده و علاوه بر صاحب نظرین بنگاه های اقتصادی نیز بر این کار واقف گردیده اند که چاره ای جز دانایی و آگاهی بر مدیریت زنجیره تأمین خویش ندارند . لذا تقاضای بازار و دانشگاه به سرعت مضاعف رشد در این مقوله دست به دست همدیگر داده اند.

- عامل تأثیر گذار دوم ؛ زیرمجموعه های علوم و تخصصهای تشکیل دهنده زنجیره تأمین بوده اند .

 جهت تفهیم بهتر تاریخچه رشد زنجیره تأمین را اغلب صاحب نظرین اینگونه تفسیر می نمایند :

" همانگونه که مهندسی صنایع درعلوم دانشگاهی و در جایگاه یکپارچه کننده و تسهیل ساز علوم مهندسی پا به عرصه ظهور گشود ، مدیریت زنجیره تأمین نیز در جایگاهی مشابه و با فنون و دانش مدیریت به صورت یک علم و دانش در خدمت سازمان ها قرار گرفته است و چون اغلب زیرشاخه های تخصصی زنجیره تأمین در علوم دیگر وجود داشته با بهره گیری از پتانسیل های موجود و تحقیقات معتبر پژوهشگران به سرعت تبدیل به یک عنوان دانشگاهی شده است. "

تعریف زنجیره تأمین و مدیریت تأمین بدین صورت است : " تمامی فعالیت های مرتبط بر مدیریت و کنترل جریان فیزیکی کالا از مرحله ماده خام ( استخراج ) تا مصرف کننده نهایی و نیز جریان های اطلاعاتی آن ها."

تاریخچه – اولین کسانی که کلمه زنجیره تأمین – Supply chain – را به کار برده اند در سال 1982 توسط مشاورین استراتژیک یک شرکت آمریکایی به نام  های" الیور و وبر" بود ه است که زنجیره تأمین یا تفکر تأمین مداری را در سطح استراتژیک مدیریت ارشد سازمان خویش نام برده اند و جالب است که بدانید این دو مشاور جهت کنترل فعالیت های وظیفه ای و عملیاتی سطوح پایین سازمان خویش ، یک شاخص ارزیابی عملکرد به نام " تطابق اهداف وظیفه ای در راستای زنجیره تأمین " طراحی نموده بودند که پس از تحلیل نتایج در مرحله بعدی اقدام به طراحی یک سیستم یکپارچه استراتژیک به منظور توازن تمامی زیربخشهای سازمان با زنجیره تأمین آن نمودند.

اگر به مدل مایکل پرتر هم نظری بنگریم ، 5 فعالیت اصلی زنجیره ارزش را به ازای فرایند های پشتیبان آن قابل حصول دانسته اند که این فرایندها به 4 گروه تقسیم می شوند :

1-     تدارکات یا تأمین منابع ورودی سازمان نظیر مالی ، مواد ساختمان و ...

2-     منابع انسانی ؛ اهرمها و بازوی زنجیره ارزش و ...

3-     تکنولوژی ؛ ماشین آلات ، سیستم های مکانیزه ، رویه ها و دستور العمل ها و ...

4-     ساختارها ؛ ارتباطات بخشها ، واحد های سازمانی ، مدیریت و ...

توضیح مدل زنجیره ارزش بدینصورت که فعالیت های پشتیبانی کننده عامل حفظ و نگهداری فعالیت های اصلی زنجیره ای هستند .

به عبارت دیگر زنجیره ارزش در یک کسب مدل کسب و کار در سطح مفهومی و منطق  فعالیت ها مطرح می شود و لیکن زنجیره تأمین ، ماهیت عملیاتی و فرایندی دارد و در سطح اجرایی مطرح می شود.

تعریف دیگر زنجیره تأمین یک سری از فعالیت های پیوسته که نقطه شروع آن از SRM و خاتمه آن در CRM است، بیان می شود.