X
تبلیغات
رایتل

امروزه مدیریت زنجیره تامین به عنوان یکی از مبانی زیرساختی پیاده‌سازی کسب‌وکار الکترونیک در دنیا مطرح است . در رقابت‌های جهانی موجود در عصر حاضر باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری در دسترس وی قرار داد . خواست مشتری بر کیفیت بالا و خدمت رسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شده است که قبلا وجود نداشته است ، در نتیجه شرکت‌ها بیش از این نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی کارها برآیند . در بازار رقابتی موجود ، بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی ، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته‌اند . علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتری از بازار است . بر این اساس فعالیتهایی نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا ، تهیه مواد ، تولید و برنامه‌‌ریزی محصول ، خدمت نگهداری کالا ، کنترل موجودی ، توزیع ، تحویل و خدمت به مشتری که قبلا همگی در سطح شرکت انجام می‌شده اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده است . مساله کلیدی در یک زنجیره تامین ، مدیریت و کنترل هماهنگ تمامی این فعالیتهاست . مدیریت زنجیره تامین (SCM) پدیده‌ای است که این کار را به طریقی انجام می‌دهد که مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با کیفیت در حداقل هزینه دریافت کنند .

در حالت کلی زنجیره تامین از دو یا چند سازمان تشکیل می‌شود که رسما از یکدیگر جدا هستند و به وسیله جریانهای مواد ، اطلاعات و جریانهای مالی به یکدیگر مربوط می‌شوند . این سازمانها می‌توانند بنگاه‌هایی باشند که مواد اولیه ، قطعات ، محصول نهایی و یا خدماتی چون توزیع ، انبارش ، عمده‌فروشی و خرده‌فروشی تولید می‌کنند . حتی خود مصرف‌کننده نهایی را نیز می‌توان یکی از این سازمانها در نظر گرفت .

 تاریخچه مدیریت زنجیره تامین به چه زمانی باز می‌گردد ؟

در دو دهه 60 و 70 میلادی ، سازمانها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند . در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دستیابی به خواسته‌های بازار و درنتیجه کسب سهم بازار بیشتری است . به همین دلیل سازمانها تمام تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند . در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان ، سازمانها به طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف پذیرش در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند . در دهه 90 میلادی ، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد ، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شـــــرکت کافی نیست بلکه تامین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده داشته باشند ؛ با چنین نگرشی ، رویکردهای زنجیره تامین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد . از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سال‌های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین ، بسیاری از فعالیتهای اساسی مدیریت زنجیره با روش‌های جدید درحال انجام است .

 

 مدیریت زنجیره تامین چیست ؟

     تعاریف مختصر و جامعی که می‌توان از زنجیره تامین و مدیریت زنجیره تامین ارائه داد عبارتند از:

     زنجیره تامین بر تمام فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف‌کننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها مشتمل می‌شود . به طور کلی زنجیره تامین زنجیره‌ای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد ، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف‌کننده را شامل می‌شود . درباره‌ جریان کالا دو جریان دیگر که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی و اعتبارات است نیز حضور دارد . (Laudon & Laudon 2002)

      مدیریت زنجیره تامین بر یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام ، مشتمل می‌شود . بنابراین ، مدیریت زنجیره تامین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تامین تــــولید و عرضه محصول .                        

        برای بررسی یک سازمان منحصر به فرد در چارچوب این تعاریف باید هر دو شبکه تامین‌کنندگان و کانال‌های توزیع در نظر گرفته شوند . تعریف ارائه شده برای زنجیره تامین موضوعات مدیریت سیستم‌های اطلاعات ، منبع‌یابی و تدارکات ، زمان‌بندی تولید ، پردازش سفارشات ، مدیریت موجودی ، انبارداری و خدمت به مشتری را دربر می‌گیرد .

        برای مدیریت موثر زنجیره تامین ضروری است که تامین‌کنندگان و مشتریان با یکدیگر و در یک روش هماهنگ و با شراکت و ارتباطات اطلاعاتی و گفت‌وگو با یکدیگر کار کنند . این امر یعنی جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضه‌کنندگان ، مراکز توزیع و سیستم‌های حمل‌ونقل ، بعضی از شرکت‌‌ها را قادر می‌سازد که زنجیره‌های عرضه بسیار کارایی را ایجاد نمایند . عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اهداف یکسان داشته باشند ؛ عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اعتماد متقابل داشته باشند . مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تامین‌کنندگان خود اعتماد می‌کنند . علاوه بر آن عرضه‌کنندگان و مشتریان باید در طراحی زنجیره تامین برای دستیابی به اهداف مشترک‌ و تسهیل ارتباطات و جریان اطلاعات با یکدیگر شریک شوند . بعضی شرکت‌ها کوشش می‌کنند تا کنترل زنجیره تامین خود را با کنترل عمومی عمودی و با استفاده از مالکیت و یکپارچگی تمام اجزای مختلف در امتداد زنجیره تامین از تهیه مواد و خدمات تا تحویل محصول نهایی و خدمت به مشتری ، به دست آورند . اما حتی با این نوع ساختار سازمانی ، فعالیتهای مختلف و واحدهای عملیاتی ممکن است ناهماهنگ باشند . ساختار سازمانی شرکت باید بر هماهنگی فعالیتهای مختلف برای دستیابی به اهداف کلی شرکت تمرکز کند .

 

پنج عملکرد برای مدیریت در برابر چالش‌های زنجیره تامین کدامند ؟

       بسیاری از تکنولوژی‌ها و ابزارها در بهبود راهکارهای زنجیره تامین مورداستفاده قرار می‌گیرد . دامنه پیاده‌سازی تکنولوژی ، راههای جدیدی را برای تغییر ساختار سازمانی از تکنولوژی سخت‌افزار به تکنولوژی نرم‌افزار و اطلاعات برای سازماندهی می‌گذارد . برای رسیدن به کارایی و اثربخشی در مدیریت زنجیره تامین پنج عملکرد را برای مدیریت تفکیک کرده‌ایم که این پنج وظیفه تا اندازه‌ای عاملی برای سازماندهی است . مهارت و اثربخشی مدیریت زنجیره تامین به صلاحیت و درستی این پنج عملکرد وابسته خواهد بود .

1- ساختار شرکای زنجیره تامین : 

طراحی زنجیره تامین بر اساس کارایی که بر روی عوامل استراتژیک و با توجه و نیازمندی‌های مشتری برای طراحی زنجیره تامین است ، پایه‌ریزی شده‌ است ، به گونه‌ایکه محدوده محصولات موجود ، سرویس‌ها ، محصولات جدید یا بخش مشتریان را پوشش می‌دهد . بر پایه آگاهی از محصول نهایی در زنجیره تامین پایه‌ریزی می‌شود . این به این مفهوم است که در دوره طولانی ، کیفیت محصولات برای ادامه رقابت ، باید توسعه و بهبود بیابد . همچنین یکپارچگی زنجیره تامین ، میزان رقابت‌پذیری سازمان را تعیین خواهد کرد .

2- پیاده سازی ارتباطات مشارکتی :

این بخش به انواع مشارکت‌های ضروری برای شرکت اشاره می‌کند . این عملکرد ارتباطات زنجیره تامین را به مشارکت با عوامل خارج از شرکت گسترش می‌دهد . هر تغییری در زنجیره تامین باید به اطلاع شرکا برسد و در کل زنجیره پیاده شود . در این قسمت عملیات پشتیبان فرایندهای زنجیره تامین بیان می شوند .

Ø     سازماندهی تغییرات و نقش عملکردها در تغییرات زنجیره تامین 

Ø     فرایند مشارکتی برای طراحی مجدد زنجیره تامین

Ø     اجرای ارزیابی ها و نقش آنها 

Ø     جایگاه عملکرد مدیریت زنجیره تامین درون شرکت 

 3- طراحی زنجیره تامین برای سوددهی استراتژیک :

مدیریت زنجیره تامین ، مشارکت موثر عوامل خارج از شرکت را ایجاب می‌کند . اما ارتباط هر شرکت با شرکت‌های خارج از آن بسیار مشکل‌زاست . در مورد شرکا دقت به موارد زیر ضروری است:

Ø     مرکز رقابت : هدف مدیریت زنجیره تامین و انتخاب شرکا چه تاثیری بر اهداف رقابتی دارد ؟

Ø     انگیزه شرکا 

Ø     ساختار شرکا

4- اطلاعات مدیریت زنجیره تامین

نقش سیستم‌های اطلاعاتی را در اصلاح زنجیره تامین نباید نادیده گرفت . این بخش نقش تکنولوژی را در اصلاح زنجیره تامین نشان می‌دهد . تغییرات سیستمی باید تغییرات (اصلاح) فرایندها و استراتژی شرکت را تحت‌الشعاع قرار دهد .

    عناصر سیستم زنجیره تامین    نوآوری تکنولوژیکی       استفاده از وابسته‌های نرم‌افزاری         مشکلات موجود در مراحل پیاده‌سازی

5- کاهش هزینه زنجیره تامین :

شاخص اصلی بهبودی زنجیره تامین کاهش هزینه است . این کوشش‌ها برای استراتژی‌ها و سیاست‌های کارایی انجام می‌شود . پنج دلیل اصلی هزینه‌زایی عبارت‌اند از :

5-1- عدم وضوح فرایند زنجیره تامین

5-2- تغییرات رویه‌های داخلی و خارجی شرکت

5-3- ضعف موجود در طراحی تولید

5-4- وجود اطلاعات ناقص برای تصمیم‌گیری

5-5- ضعف حلقه‌های زنجیره در ارتباط میان شرکا زنجیره تامین   

نوشته: مهندس مصطفی هاشم‌زاده